![]() |
![]() |
|
| سیاسی،اجتماعی،اخلاقی،...با گرایش احساسی. |
|
فرا رسیدن جشن سپندار بر همه عشاق مبارک ۲۹ بهمن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/28ساعت 11:37 توسط نونا |
|
|
سلام خواستم یه پست جدید بزارم.... با خودم گفتم که چی بذارم؟
آهان تاثیر گذارترین نظرات چند روز پیش دوستامو میذارم .... ۱.وای نونا چه زود زود آپ میکنی یواشتر بابا(نیکو)...عزیزم من روحیه فعالی دارم! ۲.چند روزه که همه رو می بینم صحبت ولنتاین میکنند حالم بد می شه خداییش خیلی حالم بده ولی حداقل اشک شوق دارم که یکی مثل تو حرف من رو میفهمه نونا جون خیلی ازت ممنونم خییییلی ....(کامران)ممنونم که در این زمینه تلاش می کنی...زیادم گریه نکن ۳.راستی..اخباری رو که می نویسی سعی کن اول خودت مطمئن باشی بعد....(رضا) آقا رضا اخبار اینجا با آدرس دقیقش نقل میشه ۴.چرا منو با صورتی ننوشتی؟(عطیه)...این عطیه روحیه شیطونی داره مگه نه... ۵.این هم دو نظر از بهترین دوست وبلاگی من...!!! دونظر کاملا متفاوت...! الف.امیدوارم زودتر برگردی این نظرشو تو خرم آباد خوندم...واقعا تو تنهاییم لذت برم... ب.سلام...میبینم که حسابی مشتری داری .........من دیگه آپ نمیکنم.....سرم شلوغه یه کم.............. تو این مدت خبری غم انگیز تر از این نداشتم... چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه ...... دوستای گلم آخر هر هفته مثل این پستو تکرار می کنم امیدوارم خبر بدی ازتون نشنوم همیشه خوش باشید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/26ساعت 0:33 توسط نونا |
|
|
کوفیان باز آتشی افروختـــند خیمه ای از آل احمد سوختند (به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه سامرا ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/20ساعت 12:39 توسط نونا |
|
|
سلام دوستان می خوام وب یکی از دوستامو معرفی کنم که برای شروعش یه چیز با حال گذاشته برین حتما شما هم یه حالی می کنین... در ضمن خودم اولین نفر بودم که لینکش کردم اول
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/19ساعت 19:0 توسط نونا |
|
|
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 9:28 توسط نونا |
|
|
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود." ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/17ساعت 23:3 توسط نونا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/17ساعت 21:41 توسط نونا |
|
|
اون روزي كه خداي خوب و مهربون رو پيشوني فرشته هاش مي نوشت قصه خوب سرنوشت وقتي نوبت به من رسيد شكست اون قلم نوك طلا و يه پر از مرغ غم گرفت و نوشت قصه تلخ سرنوشت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:52 توسط نونا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 10:46 توسط نونا |
|
|
دام سياه جوان شيكپوش براي دختران دانشآموز 5 همدست جوان شيكپوشي كه با اغفال دختران دانش آموز ، آنها را به خانه شيطاني كشانده و بعد از تهيه فيلم وعكس مستهجن، آنها را براي تهديد در اختيار همدستانش قرار مي داد در عمليات ضربتي كارآگاهان اداره پنجم آگاهي دستگير شدند. ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 11:1 توسط نونا |
|
|
اواسط سال 81 بود؛ «ثريا» در حالي كه چند سال از ازدواجش با «ابراهيم» ميگذشت با «محسن» آشنا شد، اما نميدانست سرانجام اين آشنايي، او را به راهي ميكشاند كه به جنايت هم راضي ميشود... زن در حالي كه آثار برجا مانده از ضربات سطحي چاقو به روي دستانش مشهود بود، مقابل پرسشهاي پي در پي كارآگاهان قرار گرفت و نميدانست چگونه از سه سال و نيم قبل بگويد......
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 10:41 توسط نونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/13ساعت 10:1 توسط نونا |
|
|
تمام دنیا رو فساد گرفته یه منجلابی درست شده که فرار ازش کار هر کسی نیست باید به ساحل پناه برد.... می خوام دلمو پاک کنم ...هرکی یه راهی برای این کار داره... غروب نزدیکه...داره دیر می شه ...می خوام منو جا نذاره... پس باید عجله کرد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 16:37 توسط نونا |
|
|
همان طور که شما هم شنیده اید ولنتاین روزی است که افراد در آن با دادن هدیه به نزدیکان خود میزان محبتشان را نشان می دهند، اما یکی از رادیوهای محلی آمریکا اعلام کرد مردم این کشور در روز ولنتاین می توانند به طور آزادانه از هم جدا شده و طلاق بگیرند. بیشتر مردم دنیا با دادن گل رز ، شکلات و هدیه های مختلف به فرد مورد علاقه شان نشان می دهند که وی را دوست دارند، ولی آن دسته از افراد که از چنین چیزی خوششان نمی آید می توانند در تاریخ 14 فوریه از همدیگر جدا شوند. این ایستگاه های رادیویی که K-Rock نام دارد، تبلیغات وسیع خود برای افزایش طلاق را از چند روز پیش شروع کرده است. مجری های این شبکه گفته اند تا به حال بیش از 100 نفر برای انجام چنین کاری به روابط عمومی تلفن زده اند. با انجام قرعه کشی، به یک نفر از افرادی که در روز ولنتاین از هم جدا شوند هدایایی گران بها داده می شود.
راستی به من چی میدی؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 9:26 توسط نونا |
|
|
با سلام دوستای من( عبد المهدی ، فائزه ، سارا ، مریم ، عطیه ، نیلوفر ، بیتا، امید ، مژگان ، شادی ، حسین ، حامد ، شهرام ، مهرزاد و .... بقیه برو بچ با حال )... اگر چه دلم طاقت دوری نداره اما باید بگم تا یه هفته دیگه نیستم...دارم میرم سفر پس به یاد من باشید همونجوری که من هستم....شنبه میام....
تا بعد...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/07ساعت 18:56 توسط نونا |
|
|
«به نظر ميرسد كه در واقع (آيتالله) خامنهاي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/07ساعت 12:53 توسط نونا |
|
|
جسد صدام را سگها خوردند
ايران اکونوميست:پايگاه خبري نهرين نت روزسه شنبه اعلام كرد كه جسد صدام ديكتاتور پيشين عراق خوراك سگ هاي گرسنه شده است. جهان ۴/۱۱/۸۵
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/06ساعت 23:59 توسط نونا |
|
|
كجا رفتـــــــــي كه دلتنـــــــگم برايت
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/06ساعت 23:14 توسط سارا |
|
|
سلام دوستان ماجرایی که یه دختر خانومی از اراک برای یک از دوستام فرستاده بود رو اینجا میارم ، که امیدوارم درس عبرت باشه .... (سلام عزیزان داستان زندگی من داستان غم انگیزی که امیدوارم درس عبرتی باشه واسه همه شما عزیزان. هفده ساله بودم ظاهر نسبتا زیبایی داشتم و همیشه هم به خودم میرسیدم تو حال و هوای جوانی بودم تا اینکه با امید آشنا شدم پسر با کلاس و با ادبی بود چند ماه از دوستی مون می گذشت احساس میکردم که امید دیگه منو دوست نداره سعی میکردم خودمو بیشتر به امید نزدیک کنم ولی کاش میدونستم منظورش از این اداها چیه؟ بد جوری دوسش داشتم .یه رور امید به من زنگ زد و گفت ساعت 5/12تو مغازه دوستش منتظر منه ُ،میخواد لباس بخره و دوست داره من لباساشو انتخاب کنم ما هم ساده, باور کردیم وبا کلی آرایش و تشکیلات راهی مغازه دوست امید شدیم وقتی رسیدم اونجا خلوت بود وارد مغازه شدم و سلام کردم ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/05ساعت 9:40 توسط نونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/05ساعت 8:47 توسط نونا |
|
|
بعد از ظهر یک روز داغ ... به هر طرف که مي نگرد، کسی را نمی یابد، همه ي يارانش رفته اند. و بلور اشک در چشمانش حلقه می زند... رو به گرسنگان حیوان سیرت كرده و مي گويد: "هل من ناصر ينصرني" *** *** و اکنون که بيش از هزار سال از غيبت خورشید مي گذرد... و در امتداد شب تاریک فراق، باز هم غربتش بیداد می کند، و هنوز هم یاری پيدا نشده که به اين درخواست پاسخ مثبتی دهد!!! و هنوز هم به دنبال نام و نان خویش هستیم و خودمان را به نفهمیدن...
وظیفه ای سنگین بر دوش من و توست... آه از این دل و چشمی که صادق نیست، عاشق نیست، لایق نیست... اللهم عجل لویک الفرج... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:57 توسط نونا |
|
|
می خوام بگم ...دنیا چقدر بی ارزشه....
شاید بخندی و بری ...ولی بدون وقتمون داره به سر می رسه..... بازی دنیا...فریب و ریا.... کجا باید پناه ببریم.... در ادامه می خوام یه ماجرای تکان دهنده رو براتون نقل کنم....و این که بدونید دنیا چقدر پسته...
هوسهاي شيطاني مادر،كودك 3 ساله را قرباني بيرحميهاي مرد غريبه كرد حوادث ۱/۱۱/۸۵ «مجيد» پدر دختربچه گم شده در اظهاراتش به پليس گفت: يك ماه و نيم پيش از اين حادثه، همسرم با همراه داشتن «زهرا» به صورت ناگهاني منزل را ترك كرد و بدين ترتيب در حالي كه جستوجوهايم براي پيدا كردن اثري از آنها نتيجه نداد، نميتوانستم براي حفظ مسايل حيثيتي، موضوع را به پليس اعلام كنم. پدر كودك ناپديد شده در ادامه تحقيقات اظهار كرد: پس از گذشت اين مدت، همسرم «فاطمه» به منزل مراجعت كرد، در حالي كه «زهرا» همراهش نبود و در مقابل پرسشهاي من فقط گريه ميكرد و ميگفت كه مردي به اسم «اميد»، او را ربوده است و در شرايطي كه نگران جان دخترم هستم، تقاضاي دستگيري «اميد» را دارم. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، كارآگاهان كه راز گم شدن دختربچه 3 ساله را در بازجويي از مادر 18 ساله كودك به هويت «فاطمه» ميديدند، تحقيقات را از اين زن آغاز كردند، اما او در ابتدا تنها به گفتن اين كه مردي به هويت «اميد» با اغفال وي، كودكش را ربوده است، از به زبان آوردن هر گونه سرنخي خودداري ميكرد تا اين كه سرانجام با ادامه يافتن شگردهاي فني پليسي و اتهامات وارده به زن جوان، وي لب به اعترافاتي تكاندهنده از سرنوشت كودك سه سالهاش گشود. .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 14:12 توسط نونا |
|
|
توقع نداشته باش
برو عزیز!
برو عزیز!
با تشکر از شرقیان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/01ساعت 14:11 توسط نونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| دوسش دارم |
اين نینی چقدر نازه...!!
|
| نوشته هاي پيشين |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| نويسندگان |
|
نونا سارا |
| پيوندها |
|
نیلوفر (بازی زندگی) . DJ hadi (کد اهنگهای مختلف) |
|
RSS
|