تبليغاتX
نازترين احساس
سیاسی،اجتماعی،اخلاقی،...با گرایش احساسی.

فرا رسیدن جشن سپندار بر همه عشاق مبارک

۲۹ بهمن

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 11:37  توسط نونا | 

سلام

خواستم یه پست جدید بزارم....

با خودم گفتم که چی بذارم؟

 

آهان تاثیر گذارترین نظرات چند روز پیش دوستامو میذارم

....

۱.وای نونا چه زود زود آپ میکنی یواشتر بابا(نیکو)...عزیزم من روحیه فعالی دارم!

۲.چند روزه که همه رو می بینم صحبت ولنتاین میکنند حالم بد می شه خداییش خیلی حالم بده ولی حداقل اشک شوق دارم که یکی مثل تو حرف من رو میفهمه نونا جون خیلی ازت ممنونم خییییلی ....(کامران)ممنونم که در این زمینه تلاش می کنی...زیادم گریه نکن

۳.راستی..اخباری رو که می نویسی سعی کن اول خودت مطمئن باشی بعد....(رضا) آقا رضا اخبار اینجا با آدرس دقیقش نقل میشه

۴.چرا منو با صورتی ننوشتی؟(عطیه)...این عطیه روحیه شیطونی داره مگه نه...

۵.این هم دو نظر از بهترین دوست وبلاگی من...!!! دونظر کاملا متفاوت...!

الف.امیدوارم زودتر برگردی
دلم برای نظراتت تنگ شده نونا جون....
رفتی کرمانشاه؟؟منم اونجا رفتم ...اما تو تابستون.....واقعا زیبا بود

این نظرشو تو خرم آباد خوندم...واقعا تو تنهاییم لذت برم...

ب.سلام...میبینم که حسابی مشتری داری .........من دیگه آپ نمیکنم.....سرم شلوغه یه کم..............
؟؟؟؟ رفته انگلیس........به خاطر من نمیرفت..اما حالا که همه چی تموم شده رفت......طفلکی خیلی ناراحت شد.....اما دیدم معطل کردن آدمی مثل اون که میتونه از ایران بره و آیندشو بسازه کار درستی نیست......واسه همین باهاش به هم زدم....اما اون تو آخرین صحبتامون گفت بر میگرده ......امیدوارم این کارو نکنه.........
الانم دارم سعی می کنم کارای بورسیهمو سریع تر درست کنم و برم......
موفق باشی عزیزم......

تو این مدت خبری غم انگیز تر از این نداشتم...

چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

          چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

           چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

    ...... 

       دوستای گلم آخر هر هفته مثل این پستو تکرار می کنم

امیدوارم خبر بدی ازتون نشنوم

همیشه خوش باشید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/26ساعت 0:33  توسط نونا | 

کوفیان باز آتشی افروختـــند

خیمه ای از آل احمد سوختند

(به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه سامرا )

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 12:39  توسط نونا | 

سلام

دوستان می خوام وب یکی از دوستامو معرفی کنم که برای شروعش یه چیز با حال گذاشته برین حتما شما هم یه حالی می کنین...

در ضمن خودم اولین نفر بودم که لینکش کردم

اول

دستت درد نکنه حاج آقا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 19:0  توسط نونا | 

 

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن.

دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه .

 دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.

البته نه اینجوریش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/18ساعت 9:28  توسط نونا | 

ايراني بودن

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت  "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 23:3  توسط نونا | 

...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 21:41  توسط نونا | 

فرشته ناز من

اون روزي كه خداي خوب و مهربون رو پيشوني فرشته هاش مي نوشت قصه خوب سرنوشت

 وقتي نوبت به من رسيد شكست اون قلم نوك طلا و يه پر از مرغ غم گرفت و نوشت قصه تلخ سرنوشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:52  توسط نونا | 

چه كسي قادر به آرام كردن پدر و مادر «آرش» است؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 10:46  توسط نونا | 

دام سياه جوان شيك‌پوش براي دختران دانش‌آ‌موز

5 همدست جوان شيك‌پوشي كه با اغفال دختران دانش آموز ، آنها را به خانه شيطاني كشانده و بعد از تهيه فيلم وعكس مستهجن، آنها را براي تهديد در اختيار همدستانش قرار مي داد در عمليات ضربتي كارآگاهان اداره پنجم آگاهي دستگير شدند.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 11:1  توسط نونا | 

اواسط سال 81 بود؛ «ثريا» در حالي كه چند سال از ازدواجش با «ابراهيم» مي‌گذشت با «محسن» آشنا شد، اما نمي‌دانست سرانجام اين آشنايي، او را به راهي مي‌كشاند كه به جنايت هم راضي مي‌شود... زن در حالي كه آثار برجا مانده از ضربات سطحي چاقو به روي دستانش مشهود بود، مقابل پرسش‌هاي پي در پي كارآگاهان قرار گرفت و نمي‌دانست چگونه از سه سال و نيم قبل بگويد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10:41  توسط نونا | 

دوستت دارم....

 

 دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من‏

 گر از قفس گريزم كجا روم، كجا، من؟

 كجا روم؟ كه راهى به گلشنى ندانم‏

 كه ديده بر گشودم به كنج تنگنا، من‏

 نه بسته‏ام به كس دل نه بسته دل به من كس‏

 چو تخته پاره بر موج رها، رها، رها، من‏

 زمن هر آن كه او دور چو دل به سينه نزديك‏

 به من هر آن كه نزديك ازو جدا، جدا، من!

 نه چشم دل به سويى نه باده در سبويى‏

 كه تر كنم گلويى به ياد آشنا، من‏

 زبودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟

 كه گويدم به پاسخ كه زنده‏ام چرا من؟

 ستـــــاره ‏ها نهــــفتم در آســـمان ابـــرى ـ

 دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 10:1  توسط نونا | 

تمام دنیا رو فساد گرفته یه منجلابی درست شده که فرار ازش کار هر کسی نیست باید به ساحل پناه برد....

 می خوام دلمو پاک کنم ...هرکی یه راهی برای این کار داره...

غروب نزدیکه...داره دیر می شه ...می خوام منو جا نذاره...

پس باید عجله کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 16:37  توسط نونا | 

همان طور که شما هم شنیده اید ولنتاین روزی است که افراد در آن با دادن هدیه به نزدیکان خود میزان محبتشان را نشان می دهند، اما یکی از رادیوهای محلی آمریکا اعلام کرد مردم این کشور در روز ولنتاین می توانند به طور آزادانه از هم جدا شده و طلاق بگیرند.

بیشتر مردم دنیا با دادن گل رز ، شکلات و هدیه های مختلف به فرد مورد علاقه شان نشان می دهند که وی را دوست دارند، ولی آن دسته از افراد که از چنین چیزی خوششان نمی آید می توانند در تاریخ 14 فوریه از همدیگر جدا شوند.

این ایستگاه های رادیویی که K-Rock نام دارد، تبلیغات وسیع خود برای افزایش طلاق را از چند روز پیش شروع کرده است. مجری های این شبکه گفته اند تا به حال بیش از 100 نفر برای انجام چنین کاری به روابط عمومی تلفن زده اند. با انجام قرعه کشی، به یک نفر از افرادی که در روز ولنتاین از هم جدا شوند هدایایی گران بها داده می شود.

 

راستی به من چی میدی؟  

 

به نقل از

                                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 9:26  توسط نونا | 

با سلام

دوستای من( عبد المهدی ، فائزه ، سارا ، مریم ، عطیه ، نیلوفر ، بیتا،

امید ، مژگان ، شادی ، حسین ، حامد ، شهرام ، مهرزاد و .... بقیه برو بچ با حال )...

اگر چه دلم طاقت دوری نداره اما باید بگم تا یه هفته دیگه نیستم...دارم میرم سفر پس به یاد من باشید همونجوری که من هستم....شنبه میام....

تا بعد...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 18:56  توسط نونا | 

سلام آقا

«به نظر مي‌رسد كه در واقع (آيت‌الله) خامنه‌اي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود.
تازه‌ترين گزارش‌هاي پزشكي نشان مي‌دهند كه وقتي او (حضرت آيت الله خامنه اي) هفته گذشته از بيمارستان مرخص شد، دچار گردش‌ خون نامناسب، ضربان قلب ضعيف، فشار خون بالا و نارسايي شنوايي است و تقريباً بينايي در يكي از چشمان خود را از دست داده و از درد شديد كمر رنج مي‌برد. ظاهراً نمي‌تواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد. همه اين عوارض ناشي از سرطاني است كه او به آن مبتلا است. با اين حال به پزشكان خود گفته است كه تا زماني كه آمريكايي‌ها از منطقه خارج نشده‌اند و در لبنان، جمهوري اسلامي اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 12:53  توسط نونا | 
جسد صدام را سگ‌ها‌ خوردند

عزاداري بر گور صدام

ايران اکونوميست:پايگاه خبري نهرين نت روزسه شنبه اعلام كرد كه جسد صدام ديكتاتور پيشين عراق خوراك سگ هاي گرسنه شده است.

جهان  ۴/۱۱/۸۵
اين پايگاه خبري عراقي به نقل از خانواده حسين كامل كه صدام رييس جمهوري وقت عراق او را در سال 1996 به همراه برادرش در بغداد به قتل رساند اضافه كرد، افراد مسلح هفته گذشته جسد صدام را از قبرش بيرون كشيده و جلو سگهاي گرسنه ولگرد انداختند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 23:59  توسط نونا | 

كجا رفتـــــــــي كه دلتنـــــــگم برايت
براي لــحظه اي از خنــــــــده هايت
به درياي نگاهم ساحلي نيست
كه جا ماند براي رد پايت
و من كشتـم رقيبت دفترم را
اجابت كـــرده ام آيا دعايت
دوباره نامه من بي جواب است
تو مي سوزاني آن را در نهايت
كجا هستي كه دلتنگم برايت
براي تو براي شانه هايت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 23:14  توسط سارا | 

 سلام دوستان

ماجرایی که یه دختر خانومی از اراک برای یک از دوستام فرستاده بود رو اینجا میارم ، که امیدوارم درس عبرت باشه ....

(سلام عزیزان داستان زندگی من داستان غم انگیزی که امیدوارم درس عبرتی باشه واسه همه شما عزیزان. هفده ساله بودم ظاهر نسبتا زیبایی داشتم و همیشه هم به خودم میرسیدم تو حال و هوای جوانی بودم  تا اینکه با امید آشنا شدم پسر با کلاس و با ادبی بود چند ماه از دوستی مون می گذشت احساس میکردم که امید دیگه منو دوست نداره  سعی میکردم خودمو بیشتر به امید نزدیک کنم ولی کاش میدونستم منظورش از این اداها چیه؟

بد جوری دوسش داشتم .یه رور امید به من زنگ زد و گفت ساعت 5/12تو مغازه دوستش منتظر منه ُ،میخواد لباس بخره و دوست داره من لباساشو انتخاب کنم ما هم ساده, باور کردیم وبا کلی آرایش و تشکیلات راهی مغازه دوست امید شدیم وقتی رسیدم اونجا خلوت بود وارد مغازه شدم و سلام کردم ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 9:40  توسط نونا | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 8:47  توسط نونا | 

 

 

 

بعد از ظهر یک روز داغ ...

به هر طرف که مي نگرد،

کسی را نمی یابد،

همه ي يارانش رفته اند.
بغض گلويش را مي فشارد،

و بلور اشک در چشمانش حلقه می زند...

رو به گرسنگان حیوان سیرت كرده و مي گويد:

"هل من ناصر ينصرني"
آيا فرياد رسي هست كه به فرياد من برسد؟؟؟

***
در آن روز هيچ كس به اين درخواست جواب نداد...

***

و اکنون که بيش از هزار سال از غيبت خورشید مي گذرد...

و در امتداد شب تاریک فراق،

باز هم غربتش بیداد می کند،

و هنوز هم یاری پيدا نشده که به اين درخواست پاسخ مثبتی دهد!!!

و هنوز هم به دنبال نام و نان خویش هستیم و خودمان را به نفهمیدن...

 

وظیفه ای سنگین بر دوش من و توست...

آه از این دل و چشمی که صادق نیست،

عاشق نیست،

لایق نیست...

 

اللهم عجل لویک الفرج... 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:57  توسط نونا | 
می خوام بگم ...دنیا چقدر بی ارزشه....

شاید بخندی و بری ...ولی بدون وقتمون داره به سر می رسه.....

بازی دنیا...فریب و ریا....

کجا باید پناه ببریم....

در ادامه می خوام یه ماجرای تکان دهنده رو براتون نقل کنم....و این که  بدونید دنیا چقدر پسته...

هوس‌هاي شيطاني مادر،كودك 3 ساله را قرباني بيرحمي‌هاي مرد غريبه كرد

حوادث ۱/۱۱/۸۵
يازدهم دي ماه سال جاري بود كه پرونده‌اي تحت عنوان فقدان دختربچه سه ساله‌اي به نام «زهرا» از سوي مقامات قضايي شهرستان استهبان در اختيار رييس پليس آگاهي قرار گرفت و بدين ترتيب كارآگاهان با چهره نگران پدري مواجه شدند كه از سرنوشت تنها فرزندش هيچ اطلاعي نداشت.

«مجيد» پدر دختربچه گم شده در اظهاراتش به پليس گفت: يك ماه و نيم پيش از اين حادثه، همسرم با همراه داشتن «زهرا» به صورت ناگهاني منزل را ترك كرد و بدين ترتيب در حالي كه جست‌وجوهايم براي پيدا كردن اثري از آنها نتيجه نداد، نمي‌توانستم براي حفظ مسايل حيثيتي، موضوع را به پليس اعلام كنم.

پدر كودك ناپديد شده در ادامه تحقيقات اظهار كرد: پس از گذشت اين مدت، همسرم «فاطمه» به منزل مراجعت كرد، در حالي كه «زهرا» همراهش نبود و در مقابل پرسش‌هاي من فقط گريه مي‌كرد و مي‌گفت كه مردي به اسم «اميد»، او را ربوده است و در شرايطي كه نگران جان دخترم هستم، تقاضاي دستگيري «اميد» را دارم.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، كارآگاهان كه راز گم شدن دختربچه 3 ساله را در بازجويي از مادر 18 ساله كودك به هويت «فاطمه» مي‌ديدند، تحقيقات را از اين زن آغاز كردند، اما او در ابتدا تنها به گفتن اين كه مردي به هويت «اميد» با اغفال وي، كودكش را ربوده است، از به زبان آوردن هر گونه سرنخي خودداري مي‌كرد تا اين كه سرانجام با ادامه يافتن شگردهاي فني پليسي و اتهامات وارده به زن جوان، وي لب به اعترافاتي تكان‌دهنده از سرنوشت كودك سه ساله‌اش گشود. ....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 14:12  توسط نونا | 

 

برو نبینمت....!

توقع نداشته باش
آب بریزم پشت سرت
بگم بـــــرو ، سفر به خیر!
من می مونم در به درت
دعا می كنم واسه سفرت!


توقع نداشته باش
باز برات گریه كنم
كاغذا رو سیاه كنم
تنهاییمو بونه كنم!


توقع نداشته باش
لحظه ی اومدنت
گل پونه ها رو رنگ كنم
اقاقیا رو فرش كنم
آفتابگردونا رو جمع كنم!


توقع نداشته باش
دروغاتو باور كنم
سكـــوت كنم
نیگات كنم!!
اون وقت همش دعا كنم
خدا،خدا،خدا كنم
اسم تو رو صدا كنم!

برو عزیز!
خاطره هامونو خاك گرفت
چشمامونو آب گرفت!


دلی كه نباید می شكست
از دستت اُفتاد و شكست!
روزی كه نباید می رسید
بـــــی رحمانه از راه رسید!
تو برو سوی خودت
منم میرم سوی خودم
نخواه كه صدات كنم
بگم نــــــرو ، پیشم بمون!
بگم بمون ، خاطـــــرمون!!


نخواه كه گریه كنم
دلتنگیمو بونه كنم!

برو عزیز!
روزی كه نباید می رسید
بــــــی رحمانه از راه رسید!
دلی كه نباید می شكست
از دستت اُفتاد و شكست!!!

دیگه دوست ندارم...

 

با تشکر از شرقیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01ساعت 14:11  توسط نونا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم وبلاگ نازترين احساس...من نونا هستم ۱۸ساله متولد آذر ماه دور بر تهران(اگه گفتی کجاش؟)... بچه چهارم خونه...عکاسیو خیلی دوست دارم...همینطور حل معادله از شهر های ایران از گرگان و خرم آباد و یه کمی هم تهران ...خوشم میاد...از مجردی یه کم فاصله گرفتم الان خودم صاحب خونه هستم.... از آشپزی لذت می برم اما خونه داری رو ترجیح نمیدم...بچه داری اصلا...!!! از خدا می ترسم...ولی خیلی دوستش دارم ....کارای بدمو می پوشونه...من یه کمی لجوجم عاشق حادثه......سرعت......هیجان.......کوهنوردی... طبیعت/دریا/جنگل....از آرایش متنفرم البته بیرون از خونه.....به خیلی ها حسودیم میشه...اما نه حسودی بد...از اوون خوباش...بد کسیو نمیخوام عاشق شعر هستم ...فقط خوندنش....دوست بد تو زندگیم زیاد بوده...از پشت خنجر خوردم درس مورد علاقم فیزیک و ریاضی....از تاریخ وحشت می کنم...وقتی با برو بچ میریم بیرون...جلف بازی اصلا... بیشتر کلمو تو مغازه ها می چرخونم...... تلاش میکنم در این وبلاگ احساسات خودمو نسبت به مسائل مختلف روزمره بيان كنم در ضمن هر روز ظهر ها ساعت 1 و شب ها ساعت 24 نظرات شما رو می خونم از طرفی این ایام رو به همه تسلیت می گم...
دوسش دارم
اين نینی چقدر نازه...!!

نونا لینک سلام موسسه فرهنگی ولاء منتظر سه نقطه
دوستان گلم
آهسته وحشی می شوم
به دنبال...
بیتا زیبای خفته
آزادتر از همیشه
کدامین جاده
ضحاک مار به دوش
یاسی زخمـی عشـق +
انجمن خط قرمز تتو
راز من و گیتارم
بی بازگشت
خط خطی
دو پنــجــــره
خوشـــــگــــــلـا
دیگه دوستش ندارم
هــم نفــس صبـحدمان
تنها عشـق حقیـقت دارد
روزهای توت فرنگی من
حرفهـــای لخـتـه شده
معشوق بــــــی وفــا
درجستجــوی مرگ
قلبـهای تصـادفی
در پـایان شب
سارا دختر خیلی تنها
آرشيو دوستان گلم
نوشته هاي پيشين
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
نويسندگان
نونا
سارا
پيوندها
نیلوفر (بازی زندگی)
.
DJ hadi (کد اهنگهای مختلف)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
ديجيتال کيوان


تقديم به عزيزم