![]() |
![]() |
|
| سیاسی،اجتماعی،اخلاقی،...با گرایش احساسی. |
|
از اوونجایی که فیلتر شدم و نمیدونم واسه چی...؟؟!! به آدرس جدیدم مراجعه کنید دلم برای همتون تنگ شده....
http://man-mijavamet13.blogfa.com/ ... منتظرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/01/19ساعت 19:27 توسط نونا |
|
|
سلام
من از سفر نوروزی برگشتم نمیدونم چرا منو فیلتر کردن..... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/01/16ساعت 17:58 توسط نونا |
|
|
در این فضای شب عید که بعضی ها برای گرفتن عیدی بیشتری یا گران کردن کرایه یا احتکار میوه برای قیمت های شیرین بعد از عید یا خرید بیشتر و ... حرص می زنند، حکایت زندگی"اسعد"، حکایت دیگری است.....
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/20ساعت 10:13 توسط نونا |
|
|
فیلم300 سرباز ایرانیان را وحشی و کم خرد و حتی از لحاظ شکل ظاهری نیز زشت و غیر انسانی نشان می دهد. فیلم چهره ای خشن، بدوی و ضد دموکراسی از ایران به نمایش می گذارد. یک فیلم اغراق امیز که شکست 1000000 سرباز persian مقابل 300 spartans Greece را نشان می دهد! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/20ساعت 9:53 توسط نونا |
|
|
ریشه تاریخی چهارشنبه سوری: با توجه به این که در این روزها برخی به خاطر ناآگاهی و یا تعصب بی مورد،میخوان آداب و رسومی، مانند چهارشنبه سوری رو که سراسر اوون خرافات و مربوط به دوران جاهلیته رو ، زنده کنند، لازمه به تاریخچه اوون نگاهی داشته باشیم:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/12/15ساعت 11:52 توسط نونا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/13ساعت 13:0 توسط نونا |
|
|
دستور کیک زرد نظر به درخواست های مکرر علاقه مندان هنر آشپزی روش طبخ این شیرینی بسیار خوشمزه را با روشی ساده و کم هزینه برای هر گونه بهره برداری خدمتتان تقدیم می شود:
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/12ساعت 12:52 توسط نونا |
|
|
می خوام اونی که باید باشم و بدونم اما تو تاریکی ها چه جوری؟ خسته شدم از این همه هیاهوی دنیا.... آخه منجی چه جوری احساست کنم؟ می خوام بدونم...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/12/07ساعت 11:30 توسط نونا |
|
|
جوانان اسرائيلي كه ادعاي رژيم خود را درباره نسلكشي يهوديان در زمان جنگ جهاني دوم باور نكردهاند، اسناد رد اين ادعا را در پايگاههاي اينترنتي خود منتشر ميكنند...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/06ساعت 13:39 توسط نونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/05ساعت 12:1 توسط نونا |
|
|
سلام دوستان با توجه به بی پاسخ ماندن سوالات بسیاری از امثال من و شماها درباره ماهیت و ابعاد روابط دختر و پسر از منظر شرع و حاد شدن این مساله برای بسیاری از جوانان و خانواده ها...
می تونید سوالاتون بپرسید از کجا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/05ساعت 10:52 توسط نونا |
|
|
مــن كه ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/12/03ساعت 9:35 توسط نونا |
|
|
اینم از آبی های مملکت...!
عاقبت ولنتاین غربی در هند...!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/12/03ساعت 9:19 توسط نونا |
|
|
پسر می گوید : او مرد مهربانى بود تا روزى كه كلاس هاى خصوصى گذاشت. به همه بچه ها مى گفت از همه برتر هستند و با اين حرف ها از خانواده هاى ما اجازه گرفت خصوصى آموزش بدهد. وقتى من با او تنها شدم خواست تا فيلم آموزشى نگاه كنم، جلوى تلويزيون كه نشستم فيلم بدى را ديدم كه پخش مى شود، خجالت كشيدم از جا بلند شدم تا آنجا را ترك كنم، تنها بودم كه به سمت من حمله كرد، مى دانستم زور زيادى دارد، ترسيدم ..وقتى تسليم شدم او با دوربين ديجيتالى كه در كلاس هاى آموزشى با آن از ما عكس يادگارى مى گرفت، در حالى كه لباس هايم را هنوز نپوشيده بودم از من عكس گرفت.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/12/01ساعت 11:57 توسط نونا |
|
|
فرا رسیدن جشن سپندار بر همه عشاق مبارک ۲۹ بهمن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/28ساعت 11:37 توسط نونا |
|
|
سلام خواستم یه پست جدید بزارم.... با خودم گفتم که چی بذارم؟
آهان تاثیر گذارترین نظرات چند روز پیش دوستامو میذارم .... ۱.وای نونا چه زود زود آپ میکنی یواشتر بابا(نیکو)...عزیزم من روحیه فعالی دارم! ۲.چند روزه که همه رو می بینم صحبت ولنتاین میکنند حالم بد می شه خداییش خیلی حالم بده ولی حداقل اشک شوق دارم که یکی مثل تو حرف من رو میفهمه نونا جون خیلی ازت ممنونم خییییلی ....(کامران)ممنونم که در این زمینه تلاش می کنی...زیادم گریه نکن ۳.راستی..اخباری رو که می نویسی سعی کن اول خودت مطمئن باشی بعد....(رضا) آقا رضا اخبار اینجا با آدرس دقیقش نقل میشه ۴.چرا منو با صورتی ننوشتی؟(عطیه)...این عطیه روحیه شیطونی داره مگه نه... ۵.این هم دو نظر از بهترین دوست وبلاگی من...!!! دونظر کاملا متفاوت...! الف.امیدوارم زودتر برگردی این نظرشو تو خرم آباد خوندم...واقعا تو تنهاییم لذت برم... ب.سلام...میبینم که حسابی مشتری داری .........من دیگه آپ نمیکنم.....سرم شلوغه یه کم.............. تو این مدت خبری غم انگیز تر از این نداشتم... چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه ...... دوستای گلم آخر هر هفته مثل این پستو تکرار می کنم امیدوارم خبر بدی ازتون نشنوم همیشه خوش باشید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/26ساعت 0:33 توسط نونا |
|
|
کوفیان باز آتشی افروختـــند خیمه ای از آل احمد سوختند (به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه سامرا ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/20ساعت 12:39 توسط نونا |
|
|
سلام دوستان می خوام وب یکی از دوستامو معرفی کنم که برای شروعش یه چیز با حال گذاشته برین حتما شما هم یه حالی می کنین... در ضمن خودم اولین نفر بودم که لینکش کردم اول
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/19ساعت 19:0 توسط نونا |
|
|
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/11/18ساعت 9:28 توسط نونا |
|
|
وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود." ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/17ساعت 23:3 توسط نونا |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/17ساعت 21:41 توسط نونا |
|
|
اون روزي كه خداي خوب و مهربون رو پيشوني فرشته هاش مي نوشت قصه خوب سرنوشت وقتي نوبت به من رسيد شكست اون قلم نوك طلا و يه پر از مرغ غم گرفت و نوشت قصه تلخ سرنوشت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:52 توسط نونا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/11/16ساعت 10:46 توسط نونا |
|
|
دام سياه جوان شيكپوش براي دختران دانشآموز 5 همدست جوان شيكپوشي كه با اغفال دختران دانش آموز ، آنها را به خانه شيطاني كشانده و بعد از تهيه فيلم وعكس مستهجن، آنها را براي تهديد در اختيار همدستانش قرار مي داد در عمليات ضربتي كارآگاهان اداره پنجم آگاهي دستگير شدند. ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 11:1 توسط نونا |
|
|
اواسط سال 81 بود؛ «ثريا» در حالي كه چند سال از ازدواجش با «ابراهيم» ميگذشت با «محسن» آشنا شد، اما نميدانست سرانجام اين آشنايي، او را به راهي ميكشاند كه به جنايت هم راضي ميشود... زن در حالي كه آثار برجا مانده از ضربات سطحي چاقو به روي دستانش مشهود بود، مقابل پرسشهاي پي در پي كارآگاهان قرار گرفت و نميدانست چگونه از سه سال و نيم قبل بگويد......
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/14ساعت 10:41 توسط نونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/13ساعت 10:1 توسط نونا |
|
|
تمام دنیا رو فساد گرفته یه منجلابی درست شده که فرار ازش کار هر کسی نیست باید به ساحل پناه برد.... می خوام دلمو پاک کنم ...هرکی یه راهی برای این کار داره... غروب نزدیکه...داره دیر می شه ...می خوام منو جا نذاره... پس باید عجله کرد...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 16:37 توسط نونا |
|
|
همان طور که شما هم شنیده اید ولنتاین روزی است که افراد در آن با دادن هدیه به نزدیکان خود میزان محبتشان را نشان می دهند، اما یکی از رادیوهای محلی آمریکا اعلام کرد مردم این کشور در روز ولنتاین می توانند به طور آزادانه از هم جدا شده و طلاق بگیرند. بیشتر مردم دنیا با دادن گل رز ، شکلات و هدیه های مختلف به فرد مورد علاقه شان نشان می دهند که وی را دوست دارند، ولی آن دسته از افراد که از چنین چیزی خوششان نمی آید می توانند در تاریخ 14 فوریه از همدیگر جدا شوند. این ایستگاه های رادیویی که K-Rock نام دارد، تبلیغات وسیع خود برای افزایش طلاق را از چند روز پیش شروع کرده است. مجری های این شبکه گفته اند تا به حال بیش از 100 نفر برای انجام چنین کاری به روابط عمومی تلفن زده اند. با انجام قرعه کشی، به یک نفر از افرادی که در روز ولنتاین از هم جدا شوند هدایایی گران بها داده می شود.
راستی به من چی میدی؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/12ساعت 9:26 توسط نونا |
|
|
با سلام دوستای من( عبد المهدی ، فائزه ، سارا ، مریم ، عطیه ، نیلوفر ، بیتا، امید ، مژگان ، شادی ، حسین ، حامد ، شهرام ، مهرزاد و .... بقیه برو بچ با حال )... اگر چه دلم طاقت دوری نداره اما باید بگم تا یه هفته دیگه نیستم...دارم میرم سفر پس به یاد من باشید همونجوری که من هستم....شنبه میام....
تا بعد...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/07ساعت 18:56 توسط نونا |
|
|
«به نظر ميرسد كه در واقع (آيتالله) خامنهاي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/11/07ساعت 12:53 توسط نونا |
|
|
جسد صدام را سگها خوردند
ايران اکونوميست:پايگاه خبري نهرين نت روزسه شنبه اعلام كرد كه جسد صدام ديكتاتور پيشين عراق خوراك سگ هاي گرسنه شده است. جهان ۴/۱۱/۸۵
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/11/06ساعت 23:59 توسط نونا |
|
|
سلام دوستان ماجرایی که یه دختر خانومی از اراک برای یک از دوستام فرستاده بود رو اینجا میارم ، که امیدوارم درس عبرت باشه .... (سلام عزیزان داستان زندگی من داستان غم انگیزی که امیدوارم درس عبرتی باشه واسه همه شما عزیزان. هفده ساله بودم ظاهر نسبتا زیبایی داشتم و همیشه هم به خودم میرسیدم تو حال و هوای جوانی بودم تا اینکه با امید آشنا شدم پسر با کلاس و با ادبی بود چند ماه از دوستی مون می گذشت احساس میکردم که امید دیگه منو دوست نداره سعی میکردم خودمو بیشتر به امید نزدیک کنم ولی کاش میدونستم منظورش از این اداها چیه؟ بد جوری دوسش داشتم .یه رور امید به من زنگ زد و گفت ساعت 5/12تو مغازه دوستش منتظر منه ُ،میخواد لباس بخره و دوست داره من لباساشو انتخاب کنم ما هم ساده, باور کردیم وبا کلی آرایش و تشکیلات راهی مغازه دوست امید شدیم وقتی رسیدم اونجا خلوت بود وارد مغازه شدم و سلام کردم ...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/05ساعت 9:40 توسط نونا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/11/05ساعت 8:47 توسط نونا |
|
|
بعد از ظهر یک روز داغ ... به هر طرف که مي نگرد، کسی را نمی یابد، همه ي يارانش رفته اند. و بلور اشک در چشمانش حلقه می زند... رو به گرسنگان حیوان سیرت كرده و مي گويد: "هل من ناصر ينصرني" *** *** و اکنون که بيش از هزار سال از غيبت خورشید مي گذرد... و در امتداد شب تاریک فراق، باز هم غربتش بیداد می کند، و هنوز هم یاری پيدا نشده که به اين درخواست پاسخ مثبتی دهد!!! و هنوز هم به دنبال نام و نان خویش هستیم و خودمان را به نفهمیدن...
وظیفه ای سنگین بر دوش من و توست... آه از این دل و چشمی که صادق نیست، عاشق نیست، لایق نیست... اللهم عجل لویک الفرج... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:57 توسط نونا |
|
|
می خوام بگم ...دنیا چقدر بی ارزشه....
شاید بخندی و بری ...ولی بدون وقتمون داره به سر می رسه..... بازی دنیا...فریب و ریا.... کجا باید پناه ببریم.... در ادامه می خوام یه ماجرای تکان دهنده رو براتون نقل کنم....و این که بدونید دنیا چقدر پسته...
هوسهاي شيطاني مادر،كودك 3 ساله را قرباني بيرحميهاي مرد غريبه كرد حوادث ۱/۱۱/۸۵ «مجيد» پدر دختربچه گم شده در اظهاراتش به پليس گفت: يك ماه و نيم پيش از اين حادثه، همسرم با همراه داشتن «زهرا» به صورت ناگهاني منزل را ترك كرد و بدين ترتيب در حالي كه جستوجوهايم براي پيدا كردن اثري از آنها نتيجه نداد، نميتوانستم براي حفظ مسايل حيثيتي، موضوع را به پليس اعلام كنم. پدر كودك ناپديد شده در ادامه تحقيقات اظهار كرد: پس از گذشت اين مدت، همسرم «فاطمه» به منزل مراجعت كرد، در حالي كه «زهرا» همراهش نبود و در مقابل پرسشهاي من فقط گريه ميكرد و ميگفت كه مردي به اسم «اميد»، او را ربوده است و در شرايطي كه نگران جان دخترم هستم، تقاضاي دستگيري «اميد» را دارم. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، كارآگاهان كه راز گم شدن دختربچه 3 ساله را در بازجويي از مادر 18 ساله كودك به هويت «فاطمه» ميديدند، تحقيقات را از اين زن آغاز كردند، اما او در ابتدا تنها به گفتن اين كه مردي به هويت «اميد» با اغفال وي، كودكش را ربوده است، از به زبان آوردن هر گونه سرنخي خودداري ميكرد تا اين كه سرانجام با ادامه يافتن شگردهاي فني پليسي و اتهامات وارده به زن جوان، وي لب به اعترافاتي تكاندهنده از سرنوشت كودك سه سالهاش گشود. .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/11/03ساعت 14:12 توسط نونا |
|
|
توقع نداشته باش
برو عزیز!
برو عزیز!
با تشکر از شرقیان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/11/01ساعت 14:11 توسط نونا |
|
|
تبرئه نازنين از قتل دوچرخه سوار
حوادث ۲۵ /۱۰/1385 به نوشته «ايران»، اين دختر كه «نازنين» نام دارد، ظهر نهم اسفند ماه سال ۸۳، پسر ۲۳سالهاى به نام «يوسف باقرى» را در مهرشهر كرج هدف ضربه چاقويى قرار داد و به قتل رساند. بنا بر اين گزارش، «نازنين» دو بار از سوى دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد و هر بار ادعا كرد وقتى چند پسر قصد ربودن وى و برادرزادهاش را براى نيت شيطانى داشتند، با چاقو از خود دفاع كرده و بي گناه است. بار نخست، وى از سوى قضات و با اكثريت آرا به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد كه اين رأى از سوى ديوان عالى كشور نقض شد تا در شعبه هم ارز بار ديگر محاكمه شود. به نقل از: آقا شهرامُ"پیرو بحث قبلی به شما هم تبریک می گم!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/27ساعت 22:51 توسط نونا |
|
|
تو به من خنديدي و نمي دانستي من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/27ساعت 0:36 توسط نونا |
|
|
دوستون دارم یه عالمه هرچی بگــــم بازم کمه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/25ساعت 0:28 توسط نونا |
|
|
سلام....
نميدونم اين چه نوع احساسيه كه ما دخترا داريم... با یه اظهار نظر احساسي و يه دروغ خام مي شيم...
بي تو يه لحظه هم دووم نمياره.... تموم درد دلاتو ميگي ، به همه سازش مي رقصي، و ... نميسوزونه...و ... برق 3 فاز چيه؟ بدون تو چه پروازي، چه احساسي چه آوازي نيازو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم غرور اي ناجي حرمت، تو با من پا به پايي کن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/10/23ساعت 23:47 توسط نونا |
|
|
تقدیم به عاشقا ن واقعی.....
آپ کردین خبرم کنین منتظرم...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/20ساعت 11:43 توسط نونا |
|
|
غدیر عید ولایت... عید شیعیان....عید الله الاکبر.... چه می توان گفت....؟ ... و اکنون غدیر می آید؛ غدیر مولا علی، عید غدیر، عید جاوید و عید بزرگ؛ روزی نو که دین را نوین می کند و خانه تکانی دل ها از نفاق؛ عید بزرگترین مسلمان و بزرگترین عید مسلمانان! و من و تو که مسلمانیم و دوستدار علی!! آیا آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: "روز غدیر افضل اعیاد امت من است" واقعا این عید را بزرگترین و برترین عیدمان می دانیم؟! سخت شرمنده ایم !!! و ای کاش دست کم شرمنده بودیم و به کوتاهی تقصیر معترف! غدیر هم چون صاحبش غریب است! غدیر غریب است، غدیر علی غریب!!! و این عجیب است! بلکه عجیب نیست! که غدیر، این عید اولین مظلوم، اولین عید مظلوم نیز هست! *** در قسمتی از خطبه غدیر آمده است: اى مـردم ! اوست که دین خدا را یارى مى دهد و از رسول خدا دفاع مى کند و او همان پرهیزگار پـیـراسـتـه و هدایتگر هدایت شده است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/10/17ساعت 11:12 توسط نونا |
|
|
بي تو چگونه زبان گندم را
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1385/10/13ساعت 17:21 توسط نونا |
|
|
انتشار فيلم حضور اسفنديار رحيم مشايي- رييس مازندراني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري- در يكي از سايتهاي اينترنتي كه در آن رحيممشايي را در يك مجلس رقص در تركيه نشان ميدهد و به دنبال آن بازداشت مديرعامل و دبير سياسي سايت ايرانيوز، به مناقشهاي جدي ميان كميسيون فرهنگي مجلس با سازمان ميراث فرهنگي تبديل شده است.
عضو فراكسيون اكثريت مجلس با تاكيد بر اين كه آقاي مشايي به عنوان يك مقام عاليرتبه ايراني نبايد در اين جلسه شركت ميكرد و يا لااقل بايد جلسه را ترك مينمود، افزود: آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم بايد نسبت به عملكرد معاون خود پاسخگو باشد، چرا كه فكر ميكنيم پروتكلهاي مربوط بايد رعايت ميشد. اين فيلم چندي پيش در يكي از سايتها منتشر شده بود كه مسئول اين سايت نيز به همين دليل چند روز در بازداشت به سر برد. به نقل از: http://www.mazandnume.com/?PNID=P1 به دنبال انتشار این فیلم و شكايت وي از دو تن از نمايندگان مجلس، خبرگزاري فارس با مشايي مصاحبهاي ترتيب داده است كه به آدرس زیر مراجعه کرده و صوتی آن را بگوشید.... http://www.alef.ir/content/view/3650/
تقدیم به شهرام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/10/12ساعت 0:28 توسط نونا |
|
|
سلام
می دونم حالتون از این عکس به هم می خوره ولی هر کی مرده رکورد بزنه.....
بی خیال یه مسابقه براتون ترتیب دادم چهار گزینه ای....اول عکسو ببینید...
حالا سوال:این شخص پشت به تصویر چه نیتی دارد؟؟؟ الف.در حال مناجات است. ب.رییس جمهور را مخاطب قرار داده.... ج.بچه ای از پشت بام در حال سقوط است و او حس فردین بازی به سرش زده د.همصدا با دیگران در حال خواندن(بیا بریم دشت...کدوم دشت؟...)می باشد.
خوش باشین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 13:3 توسط نونا |
|
|
سلام
میگن بعضیا اعدام شدن....
حالا... بی خیال باور کردیم... اما ریس جمهوری داریم که علاقه زیادی به بچه داره...اما مثل اینکه بچه....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/10/10ساعت 2:42 توسط نونا |
|
|
هوا سرد بود و من بدون چکمه اومده بودم ... هوا سرد بود و سقف اتاقم چکه می کرد ... هوا سرد بود و من در صف اتوبوس ماشین ها یی را می دیدم که شیشه هایشان را بخار گرفته بود ... هوا سرد بود و من بدون کاپشن ... هوا سرد بود و کف کفشم پاره و جوراب هایم همیشه خیس . هوا سرد است ... هوا سرد است و من با بلوز نازک و جوراب های خیس از خانه مان با اتوبوس آمده ام اینجا ... هوا سرد است و من منتظر قطارم ... قطاری که مسافرم در آن نیست و من هم مسافر آن نیستم .................. هوا سرد است و من روی ریل قطار خوابیده ام و منتظر قطارم.... دقایقی بعد... گرمایش را احساس کردم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/04ساعت 14:23 توسط نونا |
|
|
هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز غضنفر، ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟
ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه
دختره به دوست پسرش ميگه: تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهي داشت ؟؟؟ پسره ميگه : اگه شوهرت گير نده آره
سوسكه تو عشق شكست مي خوره ميره كنار دمپايي مي خوابه
يارو پليس مخفي مي شه ، سه ساله كه ازش خبري نيست...
گاو عمو نوروز سرما مي خوره به جاي اينكه شير بده بستني ميده
عربه بچش تو اتوبوس بدنيا مي ياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/09/25ساعت 23:33 توسط نونا |
|
اينم بچه هاي روشنفكر .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/09/24ساعت 2:39 توسط نونا |
|
|
سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت .....
اما باور کن : سرنوشت را نميتوان از سر نوشت.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/09/20ساعت 21:53 توسط نونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| دوسش دارم |
اين نینی چقدر نازه...!!
|
| نوشته هاي پيشين |
|
فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| نويسندگان |
|
نونا سارا |
| پيوندها |
|
نیلوفر (بازی زندگی) . DJ hadi (کد اهنگهای مختلف) |
|
RSS
|