تبليغاتX
نازترين احساس
سیاسی،اجتماعی،اخلاقی،...با گرایش احساسی.
از اوونجایی که فیلتر شدم و نمیدونم واسه چی...؟؟!! به  آدرس جدیدم مراجعه کنید دلم برای همتون تنگ شده....

http://man-mijavamet13.blogfa.com/

...

منتظرم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 19:27  توسط نونا | 
سلام

من از سفر نوروزی برگشتم

نمیدونم چرا منو فیلتر کردن.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16ساعت 17:58  توسط نونا | 

در این فضای شب عید که بعضی ها برای گرفتن عیدی بیشتری یا گران کردن کرایه یا احتکار میوه برای قیمت های شیرین بعد از عید یا خرید بیشتر و ... حرص می زنند، حکایت زندگی"اسعد"، حکایت دیگری است.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/20ساعت 10:13  توسط نونا | 

فیلم300 سرباز ایرانیان را وحشی و کم خرد و حتی از لحاظ شکل ظاهری نیز زشت و غیر انسانی نشان می دهد. فیلم چهره ای خشن، بدوی و ضد دموکراسی از ایران به نمایش می گذارد.

یک فیلم اغراق امیز که شکست 1000000 سرباز persian مقابل 300 spartans Greece را نشان می دهد!

قسمت هایی از فیلم....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/20ساعت 9:53  توسط نونا | 

ریشه تاریخی چهارشنبه سوری:

با توجه به این که در این روزها برخی به خاطر ناآگاهی و یا تعصب بی مورد،میخوان آداب و رسومی، مانند چهارشنبه سوری رو که سراسر اوون خرافات و مربوط به دوران جاهلیته رو ، زنده کنند، لازمه به تاریخچه اوون نگاهی داشته باشیم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/15ساعت 11:52  توسط نونا | 

(دختر متهم به قتل پدر با سيانور):

از 19 سالگي مورد آزار جنسي پدرم بودم،ديگرطاقت نداشتم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/13ساعت 13:0  توسط نونا | 

دستور کیک زرد

نظر به درخواست های مکرر علاقه مندان هنر آشپزی روش طبخ این شیرینی بسیار خوشمزه را با روشی ساده  و کم هزینه برای هر گونه بهره برداری خدمتتان تقدیم می شود:

 

                                           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/12ساعت 12:52  توسط نونا | 

می خوام اونی که باید باشم و بدونم اما تو تاریکی ها چه جوری؟

خسته شدم از این همه هیاهوی دنیا....

آخه منجی چه جوری احساست کنم؟

می خوام بدونم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/07ساعت 11:30  توسط نونا | 

 جوانان اسرائيلي كه ادعاي رژيم خود را درباره نسل‌كشي يهوديان در زمان جنگ جهاني دوم باور نكرده‌اند،‌ اسناد رد اين ادعا را در پايگاه‌هاي اينترنتي خود منتشر مي‌كنند...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/06ساعت 13:39  توسط نونا | 

دنیا چه بد منزلگاهیه...!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 12:1  توسط نونا | 

سلام دوستان

با توجه به بی پاسخ ماندن سوالات بسیاری از امثال من و شماها درباره ماهیت و ابعاد روابط دختر و پسر از منظر شرع و حاد شدن این مساله برای بسیاری از جوانان و خانواده ها...

 وای چه دورانی بود...!!!

می تونید سوالاتون بپرسید از کجا

اینجا

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 10:52  توسط نونا | 

 

مــن كه ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد
نوبت خامو شي مـن سهل و آســـان مي رسد
من كه ميدانم كه تـا سر گرم بزم و مستي ام
مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد
من كه ميدانم به دنيا اعتباري نيست نيست
بين مرگ و آدمي قول و قراري نيست نيست
من كه ميدانم اجل نا خوانده و بيداد گر
سر زده مي آيد و راه فراري نيست نيست
پس چرا عاشق نباشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 9:35  توسط نونا | 

اینم از آبی های مملکت...!

عاقبت ولنتاین غربی در هند...!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 9:19  توسط نونا | 

پسر می گوید :

او مرد مهربانى بود تا روزى كه كلاس هاى خصوصى گذاشت. به همه بچه ها مى گفت از همه برتر هستند و با اين حرف ها از خانواده هاى ما اجازه گرفت خصوصى آموزش بدهد. وقتى من با او تنها شدم خواست تا فيلم آموزشى نگاه كنم، جلوى تلويزيون كه نشستم فيلم بدى را ديدم كه پخش مى شود، خجالت كشيدم از جا بلند شدم تا آنجا را ترك كنم، تنها بودم كه به سمت من حمله كرد، مى دانستم زور زيادى دارد، ترسيدم ..وقتى تسليم شدم او با دوربين ديجيتالى كه در كلاس هاى آموزشى با آن از ما عكس يادگارى مى گرفت، در حالى كه لباس هايم را هنوز نپوشيده بودم از من عكس گرفت....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/12/01ساعت 11:57  توسط نونا | 

فرا رسیدن جشن سپندار بر همه عشاق مبارک

۲۹ بهمن

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/28ساعت 11:37  توسط نونا | 

سلام

خواستم یه پست جدید بزارم....

با خودم گفتم که چی بذارم؟

 

آهان تاثیر گذارترین نظرات چند روز پیش دوستامو میذارم

....

۱.وای نونا چه زود زود آپ میکنی یواشتر بابا(نیکو)...عزیزم من روحیه فعالی دارم!

۲.چند روزه که همه رو می بینم صحبت ولنتاین میکنند حالم بد می شه خداییش خیلی حالم بده ولی حداقل اشک شوق دارم که یکی مثل تو حرف من رو میفهمه نونا جون خیلی ازت ممنونم خییییلی ....(کامران)ممنونم که در این زمینه تلاش می کنی...زیادم گریه نکن

۳.راستی..اخباری رو که می نویسی سعی کن اول خودت مطمئن باشی بعد....(رضا) آقا رضا اخبار اینجا با آدرس دقیقش نقل میشه

۴.چرا منو با صورتی ننوشتی؟(عطیه)...این عطیه روحیه شیطونی داره مگه نه...

۵.این هم دو نظر از بهترین دوست وبلاگی من...!!! دونظر کاملا متفاوت...!

الف.امیدوارم زودتر برگردی
دلم برای نظراتت تنگ شده نونا جون....
رفتی کرمانشاه؟؟منم اونجا رفتم ...اما تو تابستون.....واقعا زیبا بود

این نظرشو تو خرم آباد خوندم...واقعا تو تنهاییم لذت برم...

ب.سلام...میبینم که حسابی مشتری داری .........من دیگه آپ نمیکنم.....سرم شلوغه یه کم..............
؟؟؟؟ رفته انگلیس........به خاطر من نمیرفت..اما حالا که همه چی تموم شده رفت......طفلکی خیلی ناراحت شد.....اما دیدم معطل کردن آدمی مثل اون که میتونه از ایران بره و آیندشو بسازه کار درستی نیست......واسه همین باهاش به هم زدم....اما اون تو آخرین صحبتامون گفت بر میگرده ......امیدوارم این کارو نکنه.........
الانم دارم سعی می کنم کارای بورسیهمو سریع تر درست کنم و برم......
موفق باشی عزیزم......

تو این مدت خبری غم انگیز تر از این نداشتم...

چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

          چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

           چه دیر پیداش کردم و چه زود داره ترکم میکنه

    ...... 

       دوستای گلم آخر هر هفته مثل این پستو تکرار می کنم

امیدوارم خبر بدی ازتون نشنوم

همیشه خوش باشید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/26ساعت 0:33  توسط نونا | 

کوفیان باز آتشی افروختـــند

خیمه ای از آل احمد سوختند

(به مناسبت سالگرد تخریب بارگاه سامرا )

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 12:39  توسط نونا | 

سلام

دوستان می خوام وب یکی از دوستامو معرفی کنم که برای شروعش یه چیز با حال گذاشته برین حتما شما هم یه حالی می کنین...

در ضمن خودم اولین نفر بودم که لینکش کردم

اول

دستت درد نکنه حاج آقا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 19:0  توسط نونا | 

 

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن.

دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه .

 دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.

البته نه اینجوریش

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/18ساعت 9:28  توسط نونا | 

ايراني بودن

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت  "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 23:3  توسط نونا | 

...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/17ساعت 21:41  توسط نونا | 

فرشته ناز من

اون روزي كه خداي خوب و مهربون رو پيشوني فرشته هاش مي نوشت قصه خوب سرنوشت

 وقتي نوبت به من رسيد شكست اون قلم نوك طلا و يه پر از مرغ غم گرفت و نوشت قصه تلخ سرنوشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:52  توسط نونا | 

چه كسي قادر به آرام كردن پدر و مادر «آرش» است؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 10:46  توسط نونا | 

دام سياه جوان شيك‌پوش براي دختران دانش‌آ‌موز

5 همدست جوان شيك‌پوشي كه با اغفال دختران دانش آموز ، آنها را به خانه شيطاني كشانده و بعد از تهيه فيلم وعكس مستهجن، آنها را براي تهديد در اختيار همدستانش قرار مي داد در عمليات ضربتي كارآگاهان اداره پنجم آگاهي دستگير شدند.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 11:1  توسط نونا | 

اواسط سال 81 بود؛ «ثريا» در حالي كه چند سال از ازدواجش با «ابراهيم» مي‌گذشت با «محسن» آشنا شد، اما نمي‌دانست سرانجام اين آشنايي، او را به راهي مي‌كشاند كه به جنايت هم راضي مي‌شود... زن در حالي كه آثار برجا مانده از ضربات سطحي چاقو به روي دستانش مشهود بود، مقابل پرسش‌هاي پي در پي كارآگاهان قرار گرفت و نمي‌دانست چگونه از سه سال و نيم قبل بگويد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/14ساعت 10:41  توسط نونا | 

دوستت دارم....

 

 دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من‏

 گر از قفس گريزم كجا روم، كجا، من؟

 كجا روم؟ كه راهى به گلشنى ندانم‏

 كه ديده بر گشودم به كنج تنگنا، من‏

 نه بسته‏ام به كس دل نه بسته دل به من كس‏

 چو تخته پاره بر موج رها، رها، رها، من‏

 زمن هر آن كه او دور چو دل به سينه نزديك‏

 به من هر آن كه نزديك ازو جدا، جدا، من!

 نه چشم دل به سويى نه باده در سبويى‏

 كه تر كنم گلويى به ياد آشنا، من‏

 زبودنم چه افزود؟ نبودنم چه كاهد؟

 كه گويدم به پاسخ كه زنده‏ام چرا من؟

 ستـــــاره ‏ها نهــــفتم در آســـمان ابـــرى ـ

 دلم گرفته، اى دوست! هواى گريه با من...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 10:1  توسط نونا | 

تمام دنیا رو فساد گرفته یه منجلابی درست شده که فرار ازش کار هر کسی نیست باید به ساحل پناه برد....

 می خوام دلمو پاک کنم ...هرکی یه راهی برای این کار داره...

غروب نزدیکه...داره دیر می شه ...می خوام منو جا نذاره...

پس باید عجله کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 16:37  توسط نونا | 

همان طور که شما هم شنیده اید ولنتاین روزی است که افراد در آن با دادن هدیه به نزدیکان خود میزان محبتشان را نشان می دهند، اما یکی از رادیوهای محلی آمریکا اعلام کرد مردم این کشور در روز ولنتاین می توانند به طور آزادانه از هم جدا شده و طلاق بگیرند.

بیشتر مردم دنیا با دادن گل رز ، شکلات و هدیه های مختلف به فرد مورد علاقه شان نشان می دهند که وی را دوست دارند، ولی آن دسته از افراد که از چنین چیزی خوششان نمی آید می توانند در تاریخ 14 فوریه از همدیگر جدا شوند.

این ایستگاه های رادیویی که K-Rock نام دارد، تبلیغات وسیع خود برای افزایش طلاق را از چند روز پیش شروع کرده است. مجری های این شبکه گفته اند تا به حال بیش از 100 نفر برای انجام چنین کاری به روابط عمومی تلفن زده اند. با انجام قرعه کشی، به یک نفر از افرادی که در روز ولنتاین از هم جدا شوند هدایایی گران بها داده می شود.

 

راستی به من چی میدی؟  

 

به نقل از

                                             

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/12ساعت 9:26  توسط نونا | 

با سلام

دوستای من( عبد المهدی ، فائزه ، سارا ، مریم ، عطیه ، نیلوفر ، بیتا،

امید ، مژگان ، شادی ، حسین ، حامد ، شهرام ، مهرزاد و .... بقیه برو بچ با حال )...

اگر چه دلم طاقت دوری نداره اما باید بگم تا یه هفته دیگه نیستم...دارم میرم سفر پس به یاد من باشید همونجوری که من هستم....شنبه میام....

تا بعد...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 18:56  توسط نونا | 

سلام آقا

«به نظر مي‌رسد كه در واقع (آيت‌الله) خامنه‌اي فوت كرده و يا در حال فوت است و نظام ايران تلاش دارد ارزيابي كند اگر اين خبر اعلام شود، چه اتفاق و واكنشي خواهد داشت و واكنش مردم چه خواهد بود.
تازه‌ترين گزارش‌هاي پزشكي نشان مي‌دهند كه وقتي او (حضرت آيت الله خامنه اي) هفته گذشته از بيمارستان مرخص شد، دچار گردش‌ خون نامناسب، ضربان قلب ضعيف، فشار خون بالا و نارسايي شنوايي است و تقريباً بينايي در يكي از چشمان خود را از دست داده و از درد شديد كمر رنج مي‌برد. ظاهراً نمي‌تواند به تنهايي از روي صندلي يا تخت خويش برخيزد. همه اين عوارض ناشي از سرطاني است كه او به آن مبتلا است. با اين حال به پزشكان خود گفته است كه تا زماني كه آمريكايي‌ها از منطقه خارج نشده‌اند و در لبنان، جمهوري اسلامي اعلام نشده باشد،زنده خواهد ماند ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1385/11/07ساعت 12:53  توسط نونا | 
جسد صدام را سگ‌ها‌ خوردند

عزاداري بر گور صدام

ايران اکونوميست:پايگاه خبري نهرين نت روزسه شنبه اعلام كرد كه جسد صدام ديكتاتور پيشين عراق خوراك سگ هاي گرسنه شده است.

جهان  ۴/۱۱/۸۵
اين پايگاه خبري عراقي به نقل از خانواده حسين كامل كه صدام رييس جمهوري وقت عراق او را در سال 1996 به همراه برادرش در بغداد به قتل رساند اضافه كرد، افراد مسلح هفته گذشته جسد صدام را از قبرش بيرون كشيده و جلو سگهاي گرسنه ولگرد انداختند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 23:59  توسط نونا | 

 سلام دوستان

ماجرایی که یه دختر خانومی از اراک برای یک از دوستام فرستاده بود رو اینجا میارم ، که امیدوارم درس عبرت باشه ....

(سلام عزیزان داستان زندگی من داستان غم انگیزی که امیدوارم درس عبرتی باشه واسه همه شما عزیزان. هفده ساله بودم ظاهر نسبتا زیبایی داشتم و همیشه هم به خودم میرسیدم تو حال و هوای جوانی بودم  تا اینکه با امید آشنا شدم پسر با کلاس و با ادبی بود چند ماه از دوستی مون می گذشت احساس میکردم که امید دیگه منو دوست نداره  سعی میکردم خودمو بیشتر به امید نزدیک کنم ولی کاش میدونستم منظورش از این اداها چیه؟

بد جوری دوسش داشتم .یه رور امید به من زنگ زد و گفت ساعت 5/12تو مغازه دوستش منتظر منه ُ،میخواد لباس بخره و دوست داره من لباساشو انتخاب کنم ما هم ساده, باور کردیم وبا کلی آرایش و تشکیلات راهی مغازه دوست امید شدیم وقتی رسیدم اونجا خلوت بود وارد مغازه شدم و سلام کردم ...

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 9:40  توسط نونا | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/05ساعت 8:47  توسط نونا | 

 

 

 

بعد از ظهر یک روز داغ ...

به هر طرف که مي نگرد،

کسی را نمی یابد،

همه ي يارانش رفته اند.
بغض گلويش را مي فشارد،

و بلور اشک در چشمانش حلقه می زند...

رو به گرسنگان حیوان سیرت كرده و مي گويد:

"هل من ناصر ينصرني"
آيا فرياد رسي هست كه به فرياد من برسد؟؟؟

***
در آن روز هيچ كس به اين درخواست جواب نداد...

***

و اکنون که بيش از هزار سال از غيبت خورشید مي گذرد...

و در امتداد شب تاریک فراق،

باز هم غربتش بیداد می کند،

و هنوز هم یاری پيدا نشده که به اين درخواست پاسخ مثبتی دهد!!!

و هنوز هم به دنبال نام و نان خویش هستیم و خودمان را به نفهمیدن...

 

وظیفه ای سنگین بر دوش من و توست...

آه از این دل و چشمی که صادق نیست،

عاشق نیست،

لایق نیست...

 

اللهم عجل لویک الفرج... 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 21:57  توسط نونا | 
می خوام بگم ...دنیا چقدر بی ارزشه....

شاید بخندی و بری ...ولی بدون وقتمون داره به سر می رسه.....

بازی دنیا...فریب و ریا....

کجا باید پناه ببریم....

در ادامه می خوام یه ماجرای تکان دهنده رو براتون نقل کنم....و این که  بدونید دنیا چقدر پسته...

هوس‌هاي شيطاني مادر،كودك 3 ساله را قرباني بيرحمي‌هاي مرد غريبه كرد

حوادث ۱/۱۱/۸۵
يازدهم دي ماه سال جاري بود كه پرونده‌اي تحت عنوان فقدان دختربچه سه ساله‌اي به نام «زهرا» از سوي مقامات قضايي شهرستان استهبان در اختيار رييس پليس آگاهي قرار گرفت و بدين ترتيب كارآگاهان با چهره نگران پدري مواجه شدند كه از سرنوشت تنها فرزندش هيچ اطلاعي نداشت.

«مجيد» پدر دختربچه گم شده در اظهاراتش به پليس گفت: يك ماه و نيم پيش از اين حادثه، همسرم با همراه داشتن «زهرا» به صورت ناگهاني منزل را ترك كرد و بدين ترتيب در حالي كه جست‌وجوهايم براي پيدا كردن اثري از آنها نتيجه نداد، نمي‌توانستم براي حفظ مسايل حيثيتي، موضوع را به پليس اعلام كنم.

پدر كودك ناپديد شده در ادامه تحقيقات اظهار كرد: پس از گذشت اين مدت، همسرم «فاطمه» به منزل مراجعت كرد، در حالي كه «زهرا» همراهش نبود و در مقابل پرسش‌هاي من فقط گريه مي‌كرد و مي‌گفت كه مردي به اسم «اميد»، او را ربوده است و در شرايطي كه نگران جان دخترم هستم، تقاضاي دستگيري «اميد» را دارم.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، كارآگاهان كه راز گم شدن دختربچه 3 ساله را در بازجويي از مادر 18 ساله كودك به هويت «فاطمه» مي‌ديدند، تحقيقات را از اين زن آغاز كردند، اما او در ابتدا تنها به گفتن اين كه مردي به هويت «اميد» با اغفال وي، كودكش را ربوده است، از به زبان آوردن هر گونه سرنخي خودداري مي‌كرد تا اين كه سرانجام با ادامه يافتن شگردهاي فني پليسي و اتهامات وارده به زن جوان، وي لب به اعترافاتي تكان‌دهنده از سرنوشت كودك سه ساله‌اش گشود. ....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 14:12  توسط نونا | 

 

برو نبینمت....!

توقع نداشته باش
آب بریزم پشت سرت
بگم بـــــرو ، سفر به خیر!
من می مونم در به درت
دعا می كنم واسه سفرت!


توقع نداشته باش
باز برات گریه كنم
كاغذا رو سیاه كنم
تنهاییمو بونه كنم!


توقع نداشته باش
لحظه ی اومدنت
گل پونه ها رو رنگ كنم
اقاقیا رو فرش كنم
آفتابگردونا رو جمع كنم!


توقع نداشته باش
دروغاتو باور كنم
سكـــوت كنم
نیگات كنم!!
اون وقت همش دعا كنم
خدا،خدا،خدا كنم
اسم تو رو صدا كنم!

برو عزیز!
خاطره هامونو خاك گرفت
چشمامونو آب گرفت!


دلی كه نباید می شكست
از دستت اُفتاد و شكست!
روزی كه نباید می رسید
بـــــی رحمانه از راه رسید!
تو برو سوی خودت
منم میرم سوی خودم
نخواه كه صدات كنم
بگم نــــــرو ، پیشم بمون!
بگم بمون ، خاطـــــرمون!!


نخواه كه گریه كنم
دلتنگیمو بونه كنم!

برو عزیز!
روزی كه نباید می رسید
بــــــی رحمانه از راه رسید!
دلی كه نباید می شكست
از دستت اُفتاد و شكست!!!

دیگه دوست ندارم...

 

با تشکر از شرقیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/01ساعت 14:11  توسط نونا | 
تبرئه  نازنين از قتل دوچرخه ‌سوار

حوادث       ۲۵ /۱۰/1385

به نوشته «ايران»، اين دختر كه «نازنين» نام دارد،  ظهر نهم اسفند ماه سال ۸۳، پسر ۲۳ساله‌اى به نام «يوسف باقرى» را در مهرشهر كرج هدف ضربه چاقويى قرار داد و به قتل رساند.

بنا بر اين گزارش، «نازنين» دو بار از سوى دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد و هر بار ادعا كرد وقتى چند پسر قصد ربودن وى و برادرزاده‌اش را براى نيت شيطانى داشتند، با چاقو از خود دفاع كرده و بي گناه است.

بار نخست، وى از سوى قضات و با اكثريت آرا  به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد كه اين رأى از سوى ديوان عالى كشور نقض شد تا در شعبه هم ارز بار ديگر محاكمه شود.
«نازنين» در دومين جلسه محاكمه وقتى شاهدان جنايت، ديده‌هاى خود را به هيأت قضايى ارائه دادند، باز خو د را بيگناه دانست و ادعا كرد در دفاع از خود دست به چنين جنايتى زده است.

به نقل از:
http://www.iraneconomist.com/Fa/ShowNewsFaV3.aspx?EntryID=150853

آقا شهرامُ"پیرو بحث قبلی به شما هم تبریک می گم!


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 22:51  توسط نونا | 
           

تو به من خنديدي و نمي دانستي من 
               به چه دلهره اي از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
                               سيب را دست تو ديد
                                                            غضب آلود به من كرد نگاه


                      سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
                   و تو رفتي و هنوز سالهاست كه در گوش من
                                  خش خش گام تو           
                                     تكرار كنان                     
                                    مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
                                           كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/27ساعت 0:36  توسط نونا | 

دوستون دارم یه عالمه

هرچی بگــــم بازم کمه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/25ساعت 0:28  توسط نونا | 
سلام....
نميدونم اين چه نوع احساسيه كه ما دخترا داريم...
با یه اظهار نظر احساسي و يه دروغ خام مي شيم...


اون وقت يك عمر خودمونو مي جويم...
اصلا واقع بين نيستيم...
همش رئال فكر مي كنيم...
نميدونم شايد اقتضاي فطرتمون اين باشه....
تو يه كتاب (از مرتضي مطهري) خوندم...خانما آفريده شدن براي طنازي، دلبري،....
اما ...
به چه قيمتي ...واقعا من نميدونم دارم گيج ميشم...يه مدتي با يه مرد كه تموم حرفاتو مي فهمه، نيمه گمشدته،

بي تو يه لحظه هم دووم نمياره....  تموم درد دلاتو ميگي ، به همه سازش مي رقصي، و ...
بعد از يه مدتي آقا غيبش ميزنه ،  ديگه پيداش نيست، دم به دم تو پارك قرار نميذاره،‌زنگ گوشي همراتو

نميسوزونه...و ...
ميگي : چرا سراغمو نميگيري؟
ميگه: ما به درد هم نميخوريم...اينجاست كه كاخ آرزوهاتو ويروون ميكنه...نااميد از همه ميشي...نميدوني فرقت با

برق 3 فاز چيه؟
دلت مي خواد تو ميدون تجريش اتوبوس واحد از روت رد شه......
واقعا از هر چي آدم نماست متنفرم...
دريغ از يك ذره معرفت...
واقعا كسي هست كه احساساتمونو درك كنه...??

بدون تو چه پروازي، چه احساسي چه آوازي
تويي که از صداي من، شراب کهنه مي سازي
بيا خوبم که مي دانم، در اين بازي نمي بازي

نيازو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم
زدم بر چهره ام سيلي، که هرگز وا نشه مشتم
من آن خنجر به پهلويم، که دردم را نمي گويم
به زير ضربه هاي غم، نيفتد خم به ابرويم
مرا اينگونه گر خواهي، دلت را آشيانم کن
من آن نشکستني هستم، بيا و امتحانم کن

غرور اي ناجي حرمت، تو با من پا به پايي کن
به هنگام سقوط من، تو در من خودنمايي کن
من آن خورشيد زرپوشم، که با ظلمت نمي جوشم
بجز آغوش دريا را، نمي گيرم در آغوشم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/23ساعت 23:47  توسط نونا | 
تقدیم به  عاشقا ن واقعی.....

آپ کردین خبرم کنین منتظرم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/20ساعت 11:43  توسط نونا | 

غدیر

عید ولایت...                                  

عید شیعیان....

عید الله الاکبر....

چه می توان گفت....؟

... و اکنون غدیر می آید؛

غدیر مولا علی، عید غدیر، عید جاوید و عید بزرگ؛

روزی نو که دین را نوین می کند و خانه تکانی دل ها از نفاق؛

عید بزرگترین مسلمان و بزرگترین عید مسلمانان!

و من و تو که مسلمانیم و دوستدار علی!!

آیا آن چنان که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:

"روز غدیر افضل اعیاد امت من است"

واقعا این عید را بزرگترین و برترین عیدمان می دانیم؟!

سخت شرمنده ایم !!!

و ای کاش دست کم شرمنده بودیم و به کوتاهی تقصیر معترف!

غدیر هم چون صاحبش غریب است!

غدیر غریب است، غدیر علی غریب!!!

و این عجیب است!

بلکه عجیب نیست!

که غدیر،

این عید اولین مظلوم، اولین عید مظلوم نیز هست!

***

در قسمتی از خطبه غدیر آمده است:

اى مـردم ! اوست که دین خدا را یارى مى دهد و از رسول خدا دفاع مى کند و او همان پرهیزگار پـیـراسـتـه و هدایتگر هدایت شده است .
پیامبرتان بهترین پیامبر است، وصى شمابهترین وصى و فرزندان او نیز برترین اوصیا هستند.
اى مردم ! نسل هر پیامبرى از صلب خود اوست و نسل من از صلب على (ع).
اى مردم ! ابلیس آدم را به حسادت از بهشت بیرون کرد .
پس بر على (ع ) حسادت نورزیدتا اعمالتان بـاطل شود و گامهایتان بلغزد چه، آدم که برگزیده خداوند بود تنها به یک گناه به زمین آورده شد تا چه رسد به شما که شمایید و بعضى از شما نیز دشمن خدایند.
هـان که على (ع ) را دشمن ندارد مگر بدبخت، على (ع ) را دوست ندارد مگر پرهیزگار،به او ایمان نیاورد مگر مؤمن مخلص...  .

 

                                                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/17ساعت 11:12  توسط نونا | 

بي تو چگونه زبان گندم را
وقتي که خاک با دانه سخن میگفت ،فهميده باشم
دشت را عاشقانه و پر التهاب دويده ام.
وشيب تند کوه را نفس زنان و عرق ريزان
...بي آن که دانسته باشم.
بي آن که دانسته باشم  و يا اين که تو را يافته باشم...
همراه من...
در کدامين پيچ جاده به انتظارم نشسته ايي؟...
 و آيا هنوز مرا به ياد مي آري....؟
اينک پاسي از سرماي زمستان گذشته است...
و جير جيرکي در سرم به تلخي زمزمه مي خواند...
مي خواند و حال اين که تو را نيافته ام


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 17:21  توسط نونا | 
انتشار فيلم حضور اسفنديار رحيم‌ مشايي- رييس مازندراني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري- در يكي از سايت‌هاي اينترنتي كه در آن رحيم‌مشايي را در يك مجلس رقص در تركيه نشان مي‌دهد و به دنبال آن بازداشت مديرعامل و دبير سياسي سايت ايرانيوز، به مناقشه‌اي جدي ميان كميسيون فرهنگي مجلس با سازمان ميراث فرهنگي تبديل شده است.

 

عضو فراكسيون اكثريت مجلس با تاكيد بر اين كه آقاي مشايي به عنوان يك مقام عاليرتبه ايراني نبايد در اين جلسه شركت مي‌كرد و يا لااقل بايد جلسه را ترك مي‌نمود، افزود: آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم بايد نسبت به عملكرد معاون خود پاسخگو باشد، چرا كه فكر مي‌كنيم پروتكل‌هاي مربوط بايد رعايت مي‌شد. اين فيلم چندي پيش در يكي از سايت‌ها منتشر شده بود كه مسئول اين سايت نيز به همين دليل چند روز در بازداشت به سر برد. 

به نقل از:        http://www.mazandnume.com/?PNID=P1

به دنبال انتشار این فیلم و شكايت وي از دو تن از نمايندگان مجلس، خبرگزاري فارس با مشايي مصاحبه‌اي ترتيب داده است كه به آدرس زیر مراجعه کرده و صوتی آن را بگوشید....      

                          http://www.alef.ir/content/view/3650/

 

تقدیم به شهرام

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/12ساعت 0:28  توسط نونا | 
سلام

می دونم حالتون از این عکس به هم می خوره ولی هر کی مرده رکورد بزنه.....

 

بی خیال یه مسابقه براتون ترتیب دادم چهار گزینه ای....اول عکسو ببینید...

حالا سوال:این شخص پشت به تصویر چه نیتی دارد؟؟؟

الف.در حال مناجات است.

ب.رییس جمهور را مخاطب قرار داده....

ج.بچه ای از پشت بام در حال سقوط است و او حس فردین بازی به سرش زده

د.همصدا با دیگران در حال خواندن(بیا بریم دشت...کدوم دشت؟...)می باشد.

 

 

خوش باشین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/11ساعت 13:3  توسط نونا | 
سلام

میگن بعضیا اعدام شدن....

حالا... بی خیال باور کردیم...

اما ریس جمهوری داریم که  علاقه زیادی به بچه داره...اما مثل اینکه بچه....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/10/10ساعت 2:42  توسط نونا | 
 

هوا سرد بود و من بدون چکمه اومده بودم ... هوا سرد بود و سقف اتاقم چکه می کرد ... هوا سرد بود و من در صف اتوبوس ماشین ها یی را می دیدم که شیشه هایشان را بخار گرفته بود ... هوا سرد بود و من بدون کاپشن ... هوا سرد بود و کف کفشم پاره و جوراب هایم همیشه خیس .

هوا سرد است ... هوا سرد است و من با بلوز نازک و جوراب های خیس از خانه مان با اتوبوس آمده ام اینجا ... هوا سرد است و من منتظر قطارم ... قطاری که مسافرم در آن نیست و من هم مسافر آن نیستم .................. هوا سرد است و من روی ریل قطار خوابیده ام و منتظر قطارم....

دقایقی بعد... گرمایش را احساس کردم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/10/04ساعت 14:23  توسط نونا | 
هواپيما داشت سقوط مي کرد همه داشتن جيغ ميزدن به جز غضنفر،  ازش مي پرسن چرا تو ساکتي ؟
ميگه : ماله بابام که نيست بذار سقوط کنه
 
 دختره به دوست پسرش ميگه: تو بعد از ازدواج هم منو اينقدر دوست خواهي داشت ؟؟؟ پسره ميگه : اگه شوهرت گير نده آره
 
 سوسكه تو عشق شكست مي خوره ميره كنار دمپايي مي خوابه
 
 
يارو پليس مخفي مي شه ، سه ساله كه ازش خبري نيست...
 
 گاو عمو نوروز سرما مي خوره به جاي اينكه شير بده بستني ميده
 
 
عربه بچش تو اتوبوس بدنيا مي ياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
 
+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/25ساعت 23:33  توسط نونا | 

اينم  بچه هاي روشنفكر ....

+ نوشته شده در  جمعه 1385/09/24ساعت 2:39  توسط نونا | 
سرنوشت، ننوشت ... گر نوشت، بد نوشت .....

اما باور کن : سرنوشت را نميتوان از سر نوشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت 21:53  توسط نونا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم وبلاگ نازترين احساس...من نونا هستم ۱۸ساله متولد آذر ماه دور بر تهران(اگه گفتی کجاش؟)... بچه چهارم خونه...عکاسیو خیلی دوست دارم...همینطور حل معادله از شهر های ایران از گرگان و خرم آباد و یه کمی هم تهران ...خوشم میاد...از مجردی یه کم فاصله گرفتم الان خودم صاحب خونه هستم.... از آشپزی لذت می برم اما خونه داری رو ترجیح نمیدم...بچه داری اصلا...!!! از خدا می ترسم...ولی خیلی دوستش دارم ....کارای بدمو می پوشونه...من یه کمی لجوجم عاشق حادثه......سرعت......هیجان.......کوهنوردی... طبیعت/دریا/جنگل....از آرایش متنفرم البته بیرون از خونه.....به خیلی ها حسودیم میشه...اما نه حسودی بد...از اوون خوباش...بد کسیو نمیخوام عاشق شعر هستم ...فقط خوندنش....دوست بد تو زندگیم زیاد بوده...از پشت خنجر خوردم درس مورد علاقم فیزیک و ریاضی....از تاریخ وحشت می کنم...وقتی با برو بچ میریم بیرون...جلف بازی اصلا... بیشتر کلمو تو مغازه ها می چرخونم...... تلاش میکنم در این وبلاگ احساسات خودمو نسبت به مسائل مختلف روزمره بيان كنم در ضمن هر روز ظهر ها ساعت 1 و شب ها ساعت 24 نظرات شما رو می خونم از طرفی این ایام رو به همه تسلیت می گم...
دوسش دارم
اين نینی چقدر نازه...!!

نونا لینک سلام موسسه فرهنگی ولاء منتظر سه نقطه
دوستان گلم
آهسته وحشی می شوم
به دنبال...
بیتا زیبای خفته
آزادتر از همیشه
کدامین جاده
ضحاک مار به دوش
یاسی زخمـی عشـق +
انجمن خط قرمز تتو
راز من و گیتارم
بی بازگشت
خط خطی
دو پنــجــــره
خوشـــــگــــــلـا
دیگه دوستش ندارم
هــم نفــس صبـحدمان
تنها عشـق حقیـقت دارد
روزهای توت فرنگی من
حرفهـــای لخـتـه شده
معشوق بــــــی وفــا
درجستجــوی مرگ
قلبـهای تصـادفی
در پـایان شب
سارا دختر خیلی تنها
آرشيو دوستان گلم
نوشته هاي پيشين
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
نويسندگان
نونا
سارا
پيوندها
نیلوفر (بازی زندگی)
.
DJ hadi (کد اهنگهای مختلف)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
ديجيتال کيوان


تقديم به عزيزم